محمد تقي جعفري

127

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

جواب دادن روباه خر را ( ( 2382 ) ) گفت روبه جستن رزق حلال فرض باشد از براى امتثال ( ( 2383 ) ) عالم اسباب ورزق بىسبب مىنيايد پس مهم باشد طلب ( ( 2384 ) ) وابتغوا من فضل الله است امر تا نبايد غصب كردن همچو نمر ( ( 2385 ) ) گفت پيغمبر كه بر رزق اى فتى در فرو بستست و بر در قفلها ( ( 2386 ) ) جنبش و آمد شد ما واكتساب هست مفتاحى بر آن قفل وحجاب ( ( 2387 ) ) بىكليد اين در گشادن راه نيست بىطلب نان سنت الله نيست گر تو بنشينى به چاهى اندرون رزق كى آيد برت اى ذو فنون ؟ آيه « فَإِذا قُضِيَتِ اَلصَّلاةُ فَانْتَشِرُوا فِي اَلأَرْضِ واِبْتَغُوا مِنْ فَضْلِ الله واُذْكُرُوا الله كَثِيراً لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ 62 : 10 . » ( 1 ) ( موقعى كه نماز گذارده شد ، در روى زمين پراكنده شويد و راه بيافتيد وفضل الهى را بجوييد وبسيار به ياد خدا باشيد ، شايد كه رستگار شويد ) روايت « طلب الحلال فريضة بعد الفريضه . » ( 2 ) ( طلب روزى حلال واجب است پس از اداى واجبات اوليه ) توضيح - در تفسير ونقد وتحليل داستان شير وخرگوش در دفتر اول مباحث مربوط به توكل وسعى وكسب مطرح شده است ، لذا در اين داستان آنها را تكرار نمىكنيم .

--> ( 1 ) سوره الجمعه ، آيهء 10 . . ( 2 ) جامع الصغير ج 2 ص 116 ، سيوطى . .